وقتی دست‌هام یخ می‌کنند

کاسه‌ی آب یَخ را سربکشیم و یک پَهلو بخوابیم تا موهای بلند و پُرپشت مینا را که ازکنار تختش آویزان می‌شد، ببینیم. بابا که می‌دانست زیر کاسه یخ ما نیم کاسه‌ای هست، هر ده دقیقه یک‌بار ما را بی‌خود و بی‌جهت حاضر - غایب می‌کرد اما ما از رو نمی‌رفتیم و همان‌جور یک پهلو می‌ماندیم تا ستاره‌ها یکی یکی از رو بروند و رنگ ببازند. ما به سایه‌ی مینا آن‌قدر زُل می‌زدیم تا شاید خوابش را خواب ببینیم.

ما با معاشرت دختر وپسر به شدت موافقیم. ما تی پارتی‌های جمعه بعدازظهر را دوست داریم. ما تا به حال چند نامه برای مینا سنگ قلاب کرده‌ایم که یکی هم شیشه‌ی گلخانه‌شان را شکسته است. بابا موافقت کرده است مینا به ما که دست به تجدیدیمان خوب است، فیزیک و شیمی درس بدهد.

چند روز پیش مادربزرگ به ما گفت:"مواظب باش کار دست خودت ندهی". ما منظور خانم جان را نفهمیدیم اما اگرمنظورش ابریشم موهای میناست که دیگر کار از کار گذشته است.

ما در دفترچه عقاید مینا چند خطی به یادگار نوشته ایم... مینا اما ما را داخل آدم حساب نمی‌کند. حتی پاره‌ای وقت‌ها به بابای ماهم لبخند می‌زند و به موهایش جوری دست می‌کشد که حواس بابا هم پرت می‌شود. ما با آزادی زن ومرد موافقیم؛ اما پدر مینا که حساب‌دار بانک رهنی‌ست و قول داده که هرگز لبخند نزند یک روز جلوی بابا را گرفت و بی‌مقدمه از بی‌بند و باری جوان‌ها گفت. ما گوش‌هایمان را تیز کردیم و شنیدیم که پدرمینا می‌گفت:" دوره‌ی آخرالزمان است، سگ صاحبش را نمی‌شناسد. پسر شما هم که هیپی شده است و هنوز پشت لبش سبز نشده برای دخترهای محله مزاحمت ایجاد می‌کند. وضع مملکت از وقتی خراب شد که شرکت واحد به کار افتاد. اتوبوس یک‌طبقه و دوطبقه باعث شد که روی مردها به زن‌ها باز شود و تنشان به تن هم بخورد."

ما با پدر مینا موافق نیستیم اما منتظریم تا مینا به سن قانونی برسد. چقدر سن قانونی خوب است... ای کاش همیشه تابستان باشد... پشه بند باشد، موهای مینا از تخت آویزان باشد تا ما بدون ترس و لرز بتوانیم مینا را به اسم کوچک صدا کنیم.

 این بود انشای ما درباره ی مینا... ببخشید آقا معلم!!! درباره ی تعطیلات تابستانی / شهیار قنبری

/ 1 نظر / 72 بازدید
نظر خدا مانند نظر انسان نیست

خداوند هميشه اين را اعلام کرده است که مبادا گناه، شما را از بخشش من نااميد کند بلکه اگر به گناه آلوده شديد، به سوي من جهش کنيد و بازگرديد. من مي‌خواهم گريه شما را و بازگشت شما را ببينم پس در گناه مي‌لغزيد. دوست دارم هميشه توبه کنيد و بازگرديد پس هميشه در معرض گناه و خطا قرار داريد. رفتارهاي خداوند نشان مي‌دهد که او تأکيد دارد که اين را به بشر بفهماند که فقط و فقط يک چيز مهم است آن هم نگاه من است، فقط نظر و اراده من مهم است نه هيچ چيز ديگري، فقط قضاوت من حق است و عادلانه است نه قضاوت هيچ کس.