حس دردآور

[خیلی حس دردآوری است که هر کجا که هستی، چشم ات به دنبال کسی باشد که فکر می کنی او هم به دنبال توست. برای کسی که چشم ام همیشه به دنبال اوست...]

ای بزرگ موندنی، ای طلایه‌دار روز

سایه‌گستر رو تنِ از گذشته تا هنوز

 

ای صدات صدای نور، تو شب پوسیدنی

ای سخاوت غمت، بهترین بوسیدنی

 

واسه این شرقی تن داده به باد، تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن یخی، تو شکوفایی تاریخ منی

 

اگه شعرم زمزمه توی بازار صداس

تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاس

 

تو رو فریاد می‌زنم، ای که معجزه‌گری

ای که این شب زده رو به سپیده می‌بری

 

ای تو یاور بزرگ همه قلبای شکسته

ای تو مرهم عزیز هر چی دست پینه بسته

 

رو کدوم قله نشستی تو که دنیا زیر پاته؟

غصه‌ی دستای خالی لرزش پاک صداته

 

توی قرن دود و آهن، تو رسول گل و نوری

تو عطوفت مسلم، تو حقیقت غروری

 

تو مفسر محبت، تو طلایه‌دار صبحی

فتح تاریخی من! تو خود سردار صبحی

 

اسم تو اسم شب من، به شکوه اسم اعظم

متبرک و عزیزی، مثل سجده‌گاه آدم

 

واسه این شرقی تن داده به باد، تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن یخی، تو شکوفایی تاریخ منی

/ 4 نظر / 6 بازدید
طرقه

این درد دلنشین و جگرسوز است اما وقتی می یابیش امان امان امان ..............

اکبر

چه پیشواز قشنگی بود...

.......

بعد از مدت ها صابر ساده با یک غزل از مجموعه یک اتفاق دو نفره به روز شد www.chaftechol.blogfa.com

طرقه

در مشهد الرضا طبق فرمايشتان يادتان كردم و گفتم هر آنچه صلاح دين و دنيابتان است عطا كنند