باخت - باخت

 

تا مرا می‌نگرد قافیه را می‌بازم

... بازی منتهی‌العافیه را می‌بازم

/ 3 نظر / 4 بازدید
عابر کوچه های ابر

تا مرا می نگرد قافیه را می بازم چشم ازو میگیرم و بر زمین می دوزم شرم مانع دیدار شود آن لحظه قبلم به تلاتم افتد آن لحظه چو نگاهش به من بی چاره فتد یک لحظه دستو پا گم کنم و سوی خرابات شوم آن لحظه عابر کوچه های ابر

اکبر

دنیا، بازی «منهی العافیه» هم داره مگه؟ نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است / شراب خوردن ما شیشه خوردن است اینجا...

اکبر

من خودم چرخ سنگین دلم...