ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

 

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

 

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

وقتی چین و چروک

توی صورت‌مان

بیشتر از هر چیز دیگری

خودنمایی می‌کند

و وقت آه کشیدن

در عمق نَفَس‌هامان

رد تمام سیگارهای دود شده در جوانی را

می‌شود شنید

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

وقتی

از کشیدن سیگار

از خوردن غصه

از شیطنت‌های جوانی

از عشق

از عاشقی

منع‌مان می‌کنند

و ما بی‌تفاوت

به امیدن یافتن زندگی بهتر

توی پارک‌های شهر

و روی نیمکت‌هایی که

غریبانه

مرگ را نوید می‌دهند

می‌نشینیم

و خاطرات‌مان را

مرور می‌کنیم

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

وقتی آزادیم

و آزادانه شاید

دل می‌دهیم

دل می‌بازیم

عاشق می‌شویم...

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

وقتی آیینه

مرا شبیه شاعری خسته نشان خواهد داد

و او را

همچون زنی آزاد

در آستانه‌ی عشقی نو

ما به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

ما سال‌هاست

قرن‌هاست

که به پیری‌مان فکر کرده‌ایم

ر.ف / هفت تیر / کافه کهن / 19 بهمن 1391

/ 3 نظر / 40 بازدید
site02

گاهي شانس فقط يک بار به آدم رو مياره پس بايد قدرش رو دونست بهترين فرصت زندگي شما براي ثروتمند شدن مجموعه اي بي نظير براي اولين بار در ايران براي کساني که مي خواهند بهتر زندگي کنند و از کمترين وقت و هزينه بيشترين سود را ببرند.براي آگاهي از جزييات بيشتر به لينک زير مراجعه کنيد. http://site02.ely.ir

site02

گاهي شانس فقط يک بار به آدم رو مياره پس بايد قدرش رو دونست بهترين فرصت زندگي شما براي ثروتمند شدن مجموعه اي بي نظير براي اولين بار در ايران براي کساني که مي خواهند بهتر زندگي کنند و از کمترين وقت و هزينه بيشترين سود را ببرند.براي آگاهي از جزييات بيشتر به لينک زير مراجعه کنيد. http://site02.ely.ir

سمانه

کافه کهن ادم را شاعر میکند انگار.