اعتراف شیرین

 

 

عباس کیارستمی: خب، من باید اعتراف کنم که چیزی از این فیلم‌ها در حافظه‌ام نمانده. معمولاً فیلم‌ها در حافظه‌ام نمی‌مانند. نمی‌دانم باید به دکتر مراجعه کنم و این نشانه‌ی آلزایمر است یا نه. رابطه‌ی من با فیلم‌هایی که می‌سازم، یا عکس‌هایی که می‌گیرم، بعدِ تمام‌شدن‌شان قطع می‌شود. نمی‌دانم باور می‌کنید یا نه، ولی یک‌روز داشتیم با «اصغر فرهادی» درباره‌ی فیلم تازه‌اش حرف می‌زدیم که گفت ما در طولِ فیلم خیلی به «گزارش» مراجعه می‌کرده‌ایم و به یکی از سکانس‌های این فیلم اشاره می‌کرد که من اصلاً آن سکانس را یادم نبود. دلیلش هم این است که «گزارش» را فقط یک‌بار، آن هم حدودِ سی‌و‌چند سال پیش دیده‌ام. یادم نمی‌آید که دوباره این فیلم را دیده باشم. البته یک‌بار هم تلویزیون نشانش داد که من خانه‌ی مادرم بودم و مهمان‌ها می‌آمدند و می‌رفتند و سلام‌علیک می‌کردند و در این شلوغی‌ها فیلم هم داشت از تلویزیون پخش می‌شد. فیلمِ «گزارش» را دوباره ندیده‌ام. طبیعتاً این دوباره‌ندیدن شامل فیلم‌های بعدی‌ام هم می‌شود.

تنها فیلم‌هایی که چندبار دیده‌ام «کلوزآپ» و «شیرین» بوده. «کلوزآپ» را فکر می‌کنم ده‌بار دیدم و فیلمِ «شیرین» را هم شاید پنجاه‌بار. به هر بهانه‌ای یکی را پیدا می‌کردم و می‌بردم خانه، یک چایی می‌گذاشتم جلویش و مجبورش می‌کردم بنشیند «شیرین» را ببیند. او مشقت‌اش را می‌چشید و من از تماشای فیلم لذّت‌‌ می‌بُردم. امّا غیرِ این‌ها یادم نمی‌آید واقعاً فیلم‌های خودم را چندبار دیده باشم. الان حتّا نمی‌دانم که کدام فیلم بعدِ آن‌یکی ساخته شده. این یعنی رابطه‌ی من با کارهای خودم قطع است.

 

گفتگو با ماهنامه تجربه / شماره اول / اردیبهشت 1390

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
اکبر

«شیرین» روی اعصابه...