پریدیم... پریدیم

 

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه‌ی بامی که پریدیم، پریدیم

/ 6 نظر / 19 بازدید
یه مامان

سلام جالب اما ....!!!

اکبر

وا عجبا... سه چهار روزی هست که این بیت به شدت شده ورد زبونم. به گمونم دو سه جایی هم کامنت گذاشتمش... بلا روزگاریه زندگی مثل پرنده ها...

یه مامان

وبلاگتون رو گفتم جالبه! اما خیلی جاهاش تناقض داره! من سر در نیوردم، آیا واقعا اینها متن یا واقعیتهایی که روزانه واستون اتفاق می افته؟

یه مامان

مطالبش در عین روزمرگی، جالب بود. تناقضش در همین واقعی و غیرواقعی بودن! در پست پریدن و پست حالا دیگه چه فرقی میکنه؟ همه اینها تناقض در تفکر نویسنده! به نظر شما نیست؟

یه مامان

خواهش استفاده کردیم....[لبخند]

حالا...

سلام و باز هم روح وحشی بافقی شاد و درود بر محسن چاوشی عزیز