در راه عشق هر چه قدم بیشتر زدم / از خار غم، به جان و جگر نیشتر زدم
از عشق او نصیب من این شد، که در غمش / گـَه پیرهن دریدم و گاهی به سر زدم
علی نظمی تبریزی