همین چند خط
|
||

مسیح را همیشه دوست داشتهام؛ پیامبرِ مهر و محبت بوده. مظلومیت واژهی بدی نیست برای توصیف حال و روز او. همین هم باعث شده تا بیشتر نقاشان و فیلمسازان برای به تصویر کشیدناش ناخواسته متمایل شوند به سمت نمایشِ انسانی که شکنجه میشود و خون سراپاش را گرفته. نقاشها هم عمومن از او چنین تصویری خلق کردهاند. اما دوست من شهباز سلمانی، در پرترهای که از مسیح به تصویر کشیده نه از رنگ سرخ استفاده کرده و نه اساسن به خون اشارهای داشته.
[برای شهباز سلمانی]
دوست داشتن ات
جرم است اگر
متهم که نه
مجرمم
هر جور دلت خواست
مجازاتم کن
به اتفاق دوستان مشغول آماده کردن نمایشگاه نقاشی ها و طراحی های شهباز سلمانی هستیم. اجالتا پوستر نمایشگاه را داشته باشید...

ناهار را با استاد سلمانی خوردم. با هم کلی درباره هنر یعنی هنر به معنای هنر گپ زدیم و بحث کردیم. صحبت از این بود که لزوما خلق یک اثر هنری نمی تواند امر مهمی تلقی شود، هرچند شاید کسی با خلق یک تک اثر خود را به عنوان هنرمند به جامعه معرفی کند. شهباز معتقد است که شناخت و درک مفهوم هنر به طور کل، و اشراف نسبت به حوزه ای که فرد در آن فعالیت می کند، به شکل جزئی و ریز، می تواند عامل بقا و امتداد حضور یک هنرمند در عرصه هنر باشد. به نظر من شهباز این راهی که از آن یاد می کند را شناخته و درک کرده، به همین خاطر است که نان نقاشی می خورد.
بد نیست گوشه ای از مصاحبه ام با شهباز که در ویژه نامه بهاری ماهین منتشر شده بود را در اینجا هم بیاورم:
استاد شهباز سلمانی که متولد 1356 است از هنرمندان فعال شهرمان محسوب میشود. بیش از 17 سال است که در زمینه هنر طراحی و نقاشی فعالیت میکند و چند سالی است که ریاست انجمن هنرهای تجسمی اسلامشهر را نیز بر عهده دارد و در این انجمن به تربیت علاقهمندان هنر نقاشی میپردازد. به عقیده نگارنده، سلمانی از آن دست هنرمندانی است که به اصالت حس و سِیر شخصی هنرمند قائل است و معمولاً تلاش میکند تا تکنیکها و سبکهای مختلف را به گونهای به خدمت احساس فردی و در جریان سِیر و حرکت هنریاش درآورد. وی تا کنون چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی برگزار کرده و در سال آینده نیز شاهد برپایی نمایشگاهی از آثار ایشان در شهرمان خواهیم بود.
***
- آقای سلمانی به عنوان اولین سئوال بفرمائید که چند سال است که در زمینه هنر نقاشی قعالیت میکنید.
من از سال 1372 به طور مستمر و مداوم در زمینه هنر طراحی و نقاشی فعالیت میکنم و در طول این سالها تلاش کردم که کارم و فعالیتم دچار وقفه نشود.
- در طول این 17 سال فعالیتی غیر از نقاشی هم داشته اید؟
مدتی را در زمینه کارهای تبلیغاتی فعالیت کردم اما تز و عقیده همیشگی من این بوده که یک هنرمند باید بتواند از طریق همان زمینهای که در آن فعالیت میکند برای خودش امکان کسب درآمد را هم فراهم کند. مثلاً یک بازیگر از بازیگری یا یک عکاس از عکاسی. خوب بالتبع و با این عقیده من هم میبایستی از مسیر نقاشی و طراحی امرار معاش میکردم، لذا به طور جدی و مستمر فعالیت کردم و در حال حاضر از همین طریق امرار معاش میکنم.
- آثار شما بیشتر نمایانگر نوعی سِیر و سلوک و پیدا کردن مسیری است که خودتان برای قرار گرفتن در آن مسیر تلاش و ممارست کردهاید، آیا با این برداشت موافقید ؟
ببینید سال 78 یا سال 79 بود که من تلاش کردم تا حدودی مستقل کار کنم و در مسیری که انتخاب کرده بودم کم و کاستیها را بشناسم و نقاط قوتم را تقویت کنم و با توجه به مطالعاتی که داشتم همیشه سعی کردهام که در مسیری صحیح حرکت کنم. البته فراز و نشیبهایی هم بوده که برای من موجب کسب تجربههای بیشتر و جدیتر شده است.
- آیا در سبک و ژانر مشخصی فعالیت میکنید؟
من به این که حتماً در یک سبک و قالب مشخص فعالیت کنم یا به خلق آثاری بپردازم که لزوماً در یک سبک تعریف شده بگنجد قائل نبوده و نیستم. فکر میکنم که بیشتر باید احساس را آزاد گذاشت تا به خلق یک اثر هنری بپردازد. حالا بعدها ممکن است بگویند این اثر در فلان قالب میگنجد و یا طرحی نو و سبکی جدید است.
- به نظر میرسد یکی از ویژگیهای بارز آثار شما عدم تکرار و تنوع موضوعات است که به نظر میرسد این هم به خاطر همان روند و سِیری است که در موردش صحبت کردیم.
ببینید من از اساس با «نگاه تولیدی» در خلق آثار هنری مخالفم و تمام تلاشم این است که بر اساس مطالعات و حسی که در آن مقطع زمانی دارم روی یک تابلو کار کنم.
- در نمایشگاههای شما آثار تکراری ندیدم اما گاهی شاهد برگزاری برخی از نمایشگاهها هستیم که آثاری تکراری در آنها به نمایش گذاشته میشود.
اینکه فرزند زمان خویشتن باشیم و با آنچه که آنِ ما ایجاب میکند به فعالیت بپردازیم و به قول امروزیها به روز و نوآور باشیم و براساس تجربیاتی که هر روز کسب میکنیم در مسیری که پیش گرفتهایم گام برداریم باعث میشود تا مخاطبان هم با آثار، ارتباطی عمیقتر برقرار کنند چرا که با اثری رو به رو میشوند که به نوعی بیانگر احوالات خود آنها هم میتواند باشد.