اسید پاش ها بخشیده می شوند، آب پاش ها زندانی!

در چند روز گذشته، خبر ایثار  و گذشت خانم بهرامی یا همان "آمنه" معروف، از اجرای حکم قصاص در صدر اخبار داخلی و بعضا چند رسانه خارجی بود. البته در کنار این خبر، خبر آب بازی [آب پاشی] چند دختر و پسر! در پارک یا بوستان آب و آتش هم مورد توجه محافل رسانه ای قرار گرفت.

"آمنه" بلافاصله به برنامه ای مختلف تلویزیونی دعوت شد، با مقامات بلند پایه نظام و از جمله رییس دولت دیدار کرد و سعی شد تا از او به هر شکل ممکن و مقتضی تقدیر شود. البته یادمان نرفته که آمنه تا چندی پیش از پرداخت هزینه های درمانی اش عاجز بود و هیچ گوش شنوایی هم نبود تا فریادش را بشنود.

اینکه او امروز به یک قهرمان رسانه ای بدل شود [به نظر من] چیز خیلی مهمی نیست. او در دنیای خودش، در زیست جهان خودش، به درجه ای از آگاهی و درک رسیده که به هیچ عنوان نمی توان توصیفش کرد. اما بخشیدن فرد اسیدپاش (که بی تردید بویی از انسانیت نبرده) توسط آمنه، می تواند درسی باشد برای آنهایی که بر مسند و اریکه قدرت تکیه زده اند.

چطور است که ما نمی توانیم از چهار نفر که به قصد تفریح و داشتن لحظاتی شاد کنار هم جمع شده اند بگذریم؟

تلویزیون می گفت که بر اساس قانون نمی شود چهره فرد اسیدپاش را نشان داد، اما به راحتی چهره دختر و پسرهایی که سن شان به 20 هم نمی رسید را به عنوان مجرم و متهم پخش کرد! آن هم چه اتهامی؛ پاشیدن آب به روی یکدیگر!!!

امروز یک اس ام اس به ام رسید که جالب بود؛ "اسید پاش ها بخشیده می شوند، آب پاش ها زندانی!!!"

 

 

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٦
برچسب‌ها : روزنوشت