مرداد، ماه زندگی

مرداد، ماه زندگی است، هرچند گرما بی حوصله و کم طاقتت می کند و نمی توانی با فراق بال و از سر بی قیدی توی خیابان قدم بزنی و به چشم چرانی از ویترین ها و به خصوص ویترین کتابفروشی ها مشغول باشی. اما همین که شب ها را تا نزدیکی سحر بیداری و کتاب می خوانی و فیلم می بینی و موسیقی گوش می کنی، همین که می خزی توی قهوه خانه و قلیان خوانسار می کشی و با اهل دل گپ می زنی، یعنی که داری زندگی می کنی. برای من زندگی همین هاست؛ کتاب، فیلم، موسیقی، قهوه خانه و گپ زدن. البته در زمستان باید قدم زدن های طولانی مدت را هم به این سیاهه اضافه کرد، ایضا خوردن آش توی تجریش و پشت بند آن سرکشیدن یک استکان چایی و بعد سیگار!

مرداد را دوست دارم، مرداد، ماه زندگی است. هرچند اسفند، ماهِ من است اما مرداد را بواسطه بعضی اتفاقاتش دوست دارم. مرداد، ماه "تولد" است. هیچکدام از ماه های دیگر تا به این حد برای من تداعی گر تولد و جشن و دور هم بودن نیستند. خیلی از دوستان نزدیکم در همین ماه به دنیا آمده اند.

برای همه شان خوبترین ها را آرزو می کنم.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩
برچسب‌ها : روزنوشت