ناصرخان رفت

خیلی از فوتبال سر در نمی آورم. در تمام عمرم شاید 5 دقیقه هم در زمین مستطیل شکل فوتبال نبوده ام و تمام دانش من از این ورزش، در حد شناختن چند نفر از اسطوره ها و بزرگانی است که گاهی در عوالم دیگر مثل هنر یا سیاست سرک کشیده اند؛ نمونه اش همین ناصر خان حجازی.

یکی دو بار کاندیدای ریاست جمهوری شد و با کت و شلوار و کراوات به وزارت کشور رفت تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. هرچند خود او هم مثل هزاران نفر دیگری که پا به سالن وزارت کشور گذاشته بودند، خوب می دانست که هرگز صلاحیتش تایید نخواهد شد. به هر حال این بهانه ای بود برای گفتن بعضی حرفها که در سینه مانده بود. این اواخر هم شاهد یکی دو مورد اظهار نظر سیاسی نسبتا تند از ناصر خان بودیم، اظهاراتی که معمولا کسی در مقام پاسخگویی به آنها بر نمی آید.

دیروز این بازیکن فوتبال، که اهالی صاحب نظر از او به عنوان اسطوره یاد می کنند، با این دنیا خداحافظی کرد...

روحش شاد

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
برچسب‌ها : روزنوشت