مردی که گورش گم شد

یکم مرداد است.  مرداد تابستان و نه ماهی از پاییز و یا بهار و حتی زمستان. اولین روز از ماه میانی تابستان است و حالا که دارم این پست را می نویسم ساعت 8 و 12 دقیه عصر. علی القاعده هوا باید تابستانی و گرم باشد اما آسمان تیره که نه، سیاه و تاریک شده از انبوه ابرها. رعد و برق ها پی در پی اند و روزهای پاییز و بهار را تداعی می کنند. نم نم باران هم شروع شده و انصافا در این میان هیچ چیز به اندازه سیگار و چای نمی تواند حال آدم را جا بیاورد.

امروز رفتم و چند تایی کتاب خریدم. از انقلاب که بر می گشتم، توی راه و در واقع توی ماشین "مردی که گورش گم شد" را به میانه رساندم. مجموعه داستان جالبی است که خواندنش بسیار لذت بخش خواهد بود. چندین جایزه گرفته و نقدهای خوبی هم برای اش نوشته اند.

داستان اول این کتاب را خیلی ها جزو بهترین داستان های کوتاه دهه 80 می دانند. "خوابگرد" در این باره نوشته: "اولین داستان کتاب، روایت زیبای کودکی است که روزه گرفته، در خانواده‌یی که او را از این کار نهی می‌کنند... خوب تکلیف خواننده را با آقای خیاوی روشن می‌کند. «روزه‌ات را با گیلاس باز کن» را می‌توان یکی از قوی‌ترین داستان‌های نوشته شده در دهه‌ی هشتاد خواند. داستانی که در معصومیتی کودکانه شروع می‌شود، یک جور برج آرزو می‌سازد، و ناگهان همه چیز ر ا ویران می‌یابد. یک جور ناتوردشت ایرانی که خواننده‌ش را خرد می‌کند. در همین داستان چند چیز به صورت قانون در می‌آید که در دیگر داستان‌های کتاب هم رعایت می‌شود: یکم. راوی داستان‌ها معصوم است، حتا اگر در عمق شرارت و رذالت باشد. دوم، نثر کتاب توصیفی‌ست، با دایالوگ‌های کوتاه، که بیشتر به بیان ذهنیات راوی می‌پردازد. سوم. داستان ساده است،‌ اما هدف‌ش شوکه کردن شماست، در این راه، عیان و رک حرف می‌زند. مواظب باشید، لابه‌لای کلمات کتاب، یک جور خشونت پنهان نهفته است، یک جور خشونت که در زنده‌گی عادی هر روز بی‌خیال از کنارش رد می شویم: بچه‌هایی که بزرگ می‌شوند و بچه می‌ماند و ویران."

این کتاب را نشر عزیز و شریف چشمه منتشر کرده و نسخه ای که من خریدم چاپ هشتم است. "مردی که گورش گم شد" برنده تندیس بهترین مجموعه داستان سال 1386 از دومین دوره جایزه ادبی روزی روزگاری است. طرح جلد این کتاب هم مثل خیلی از کتاب های هم رده اش در نشر چشمه توسط اردشیر رستمی طراحی شده. همان شهریار جوان سریال شهریار.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱