یک کودتا در رمان

 

مهدی یزدانی‌خرم

 

«اصولا آدم پررویی هستم و دوست دارم نویسنده جاه‌طلبی باشم. ترجیح می‌دهم رمانی بنویسم و با سر به زمین بخورم، اما یک کار پاستوریزه انجام ندهم. تاسفانه در فضای ادبی ما اگر بخواهی کمی متفاوت‌تر از دیگران کار کنی، در همین فضا شدیدا با تو برخورد می‌کنند. اما فکر می‌کنم باید چند رمان‌نویس با پررویی روی حرف خود بایستند و با رمان‌نویسی الگوهای ادبی ما را بشکنند. در این رمان من تلاش کردم این کار را با توجه به ابزاری که در اختیار دارم، انجام دهم.» اینها را مهدی یزدانی‌خرم در نشست نقد رمانش گفت.

پیش از این هم یک‌بار درباره «من منچستر یونایتد را دوست دارم» نوشته بودم. رمان خاص مهدی یزدانی‌خرم که روایتی غریب‌ و تودرتو دارد.

حالا اما به بهانه 28 مرداد، سالروز کودتای سیاه، دوباره به این کتاب سر زدم. روایتی از روزهایی حساس در تاریخ ایران که به شکل عجیبی تا به امروز ما امتداد دارد.

برای خواندن حرف‌های یزدانی‌خرم و منتقدانش به اینجا سر بزنید.

 

عکس از: حمید جانی‌پور / نشر چشمه

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۸