خاطره

[این یادداشت را برای روز خبرنگار نوشته بودم. جشن کوچکی گرفته بودیم و خبرنگاران شهر را دور هم جمع کرده بودیم. دیشب اتفاقی با این یادداشت رو به رو شدم. تجدید خاطره‌ست]

"میرزا عبدالرحیم خان ساعدالملک، وزیر مختار‌ ایران در روسیه، به عهد میرزا حسین خان سپه‌سالار، نامه‌ای نوشت به روزنامه دولتی عصر خود که: دو چیز در دنیا موجب ترقی و تربیت ملل شده: اول تقبیح افعال شنیعه، دوم تحسین اعمال حسنه، و ‌این دو امرِ معظم را هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند چنانکه لازم است پرده از روی آن بردارد مگر دستگاه روزنامه که‌ آیینه احوال همان مملکت است".

قریب به صد سال از نگارش آن نامه می‌گذرد و ‌اینک در عصری هستیم که عصر ارتباطات نام گرفته است. انواع وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو، تلویزیون،‌ اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و غیره و غیره اطراف ما را احاطه کرده‌اند، با ‌این حال هنوز هم روبروی دکه‌های روزنامه فروشی، افرادی را می‌بینیم که دسته دسته ‌ایستاده‌اند و چشم دوخته‌اند به صفحات رنگ به رنگ نشریاتی که هر یک تلاش می‌کنند بخشی از واقعیات و اتفاقات را آنگونه که روش‌شان و منش‌شان اقتضا می‌کند به مخاطب خود انتقال دهند.

حقیقتاً چه کسی می‌تواند منکر شود نقش بی‌بدیل مطبوعات را که اگر نباشند همین مجرای باریک آگاه‌سازی هم از میان می‌رود و چه‌ها که نمی‌شود. حیات مطبوعات در گرو فعالیت اهالی خبر و روزنامه نگارانی است که چشم و گوش همیشه بیدار و آگاه جامعه‌اند و رصد می‌کنند رفتار و اعمال بازیگران عرصه قدرت را و درک می‌کنند حال و روز گرفتارانی را که چشم دوخته‌اند به چند خطی که از آنها در جریده‌ای نوشته شده تا مشکلی از آنها برطرف شود.

این همیشه بیداران و منتظران وقایع خبر شدنی، در طول سالیان، و شاید از زمان انتشار همان اولین روزنامه تا به امروز، هرگز از گزند حوادث در امان نبوده‌اند. حوادثی که گاه به عمد و برای سرکوب قلم‌هاشان رقم خورده‌اند. آری ما تهدید می‌شویم، تعقیب می‌‌شویم، دربند می‌شویم،‌ و گاهی حتی محکوم به ننوشتن، ‌اما هرگز رسالت‌مان را فراموش نمی‌کنیم.

در همین شهر کوچک‌مان، ‌بارها اتفاق افتاده برخورد با اهالی مطبوعات،‌ بارها تهدید شده‌اند دوستانمان، گاهی با پیشنهاد بی‌شرمانه تطمیع روبه رو شده‌اند اما، همواره به راه خود ادامه داده‌اند. بیش از یک دهه است که مطبوعات در شهر ما برآن بوده‌اند تا حضوری فعالانه و موثر داشته باشند. حضوری که همواره با فراز و نشیب رو به رو بوده، گاه پررنگ و با قدرت در میان مردم بوده‌اند و گاه ناچار و از روی ضرب و زور سکوت پیشه کرده‌اند. با‌این حال صحنه هرگز خالی نشده از حضور ‌این بازیگران کاغذی. ما به حرف کسی نیامده‌ایم که به حرف کسی برویم. ما به توهین کسی سرد نشده‌ایم که احترام کسی گرم و پرشورمان کند. ما تجلیل نخواسته‌ایم، که ذات حرفه ما تجلیل بر نمی‌تابد. خبرنگار خوب، روزنامه‌نگار موثر و جریان ساز، همیشه مغضوب بوده و تنها تاریخ قدرش را دانسته، که کم نبوده‌اند آنان که قلم نفروختند و خود را آلوده نساختند به ترویج پندار باطل اربابان زر و زور.

ما به رسالت خود آگاهیم، بی‌عیب و عذر و تقصیر نبوده‌ایم، اما همواره کوشیده‌ایم به حرمت سوگند پروردگار‌مان به قلم، سالم بمانیم و راهمان را با ثلابت ادامه دهیم.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
برچسب‌ها : روزنوشت