گذر عمر

 

 

امروز 29 سال و 9 ماه و 4 هفته و 2 روز از عمرم گذشت!

***

یک شعر از احمدرضا احمدی؛

[چراغ‌های سالن سینما]

نمی‌دانستیم

باید

با چه کسی

ازدواج کنیم

که خوشبخت شویم

در فیلم‌های

هالیوودی

دیده بودیم

سه چهار دقیقه

قبل از اینکه

چراغ‌های سالن سینما

روشن شود

مرد و زن

به هم می‌رسیدند

چراغهای سالن

که روشن می‌شد

نه زنی بود

نه مردی بود

زن و مرد

محو شده بودند

ما هراس

داشتیم

اگر عروسی کنیم

و چراغ‌های خیابانها

روشن شوند

نه ما باشیم

نه عروسان

... مجرد ماندیم.

از مجموعه‌ی «دفترهای واپسین دفتر هفتم به رنگ آبی نیلی»

 

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٧