پذیرایی ساده و سیگاری که زود خاموش شد!

 

بگذارید از اینجا شروع کنم که در نهایت قرار است «پذیرایی ساده» یک فیلم سرگرم‌کننده باشد. این نکته مهمی است. نمی‌خواهم وانمود کنم این صرفا یک فیلم فلسفی است. این فیلمی است که تماشاگر قرار است از دیدنش لذتی خودآزارانه ببرد. به نظر می‌رسد همین هم شده. مسئله اصلی سرگرم کردن است از طریق ارضا کردن شکلی از مازوخیسم. ولی الان ما می‌خواهیم درباره یک نکته فرعی صحبت کنیم، یعنی همین مفهوم سینیسیزم یا کلبی‌مسلکی که خانم شریعتی به آن اشاره کردند؛ نوعی بدبینی و تخریب حساب‌شده که قرار است مبنای خودآزاری لذت‌بخش بیننده بشود. اساسا این یک استراتژی سقراطی است، یعنی به جای این‌که حرفی را بزنی یا تزی را ارائه کنی، استدلالت را از طریق مطرح کردن یک‌سری پرسش‌های حساب‌شده جلو می‌بری. می‌خواهی چیزی را بگویی، اما آن را مستقیم نمی‌گویی، بلکه از طریق سوال مطرحش می‌کنی. طرف مقابلت را چنان سوال‌پیچ می‌کنی که خودش به نقض حرف خودش برسد و حرف تو را بپذیرد و به اطمینان جدیدی برسد. کمابیش همان کاری که شخصیت سفسطه‌گر افلاطون در مکالمه «سوفیست» انجام می‌دهد.

 

این روزها روی پرده‌ی سینما فیلمی در حال اکران است که بعید هم نیست به‌زودی توسط برخی افراد تمامیت‌خواه و خودرأی که اجازه دارند به همه‌جا - و از جمله سینماها - بتازند و هر آنچه صلاح می‌دانند همان کنند، از پرده پایین کشیده شود. بماند که همین حالا در برابر این فیلم موضع گرفته‌اند و بیانیه محکومیت داده‌اند و ارزش‌های پامال شده را از دل سالن سینماهای نمایش دهنده‌ی "پذیرایی ساده" طلب کرده‌اند.

بله؛ فیلمِ مانی حقیقی، "پذیرایی ساده"، فیلمی است که می‌شود به تماشایش نشست، به آن فکر کرد و درباره‌اش حرف زد و نوشت.

پیشنهادم، تماشای هرچه سریع‌تر "پذیرایی ساده"‌ست، مثل من که در یک عصر سرد زمستانی، سیگارِ نیمه‌کشیده‌ام را خاموش کردم و وارد سینما شدم؛ گاهی باید به خاطر یک فیلم خوب، سیگار تازه روشن شده را زودتر از موعد خاموش کرد!!!

این گفتگوی خواندنی را هم که روزنامه بهار درباره این فیلم ترتیب داده بخوانید:

"مانی حقیق: بگذارید از اینجا شروع کنم که در نهایت قرار است «پذیرایی ساده» یک فیلم سرگرم‌کننده باشد. این نکته مهمی است. نمی‌خواهم وانمود کنم این صرفا یک فیلم فلسفی است. این فیلمی است که تماشاگر قرار است از دیدنش لذتی خودآزارانه ببرد. به نظر می‌رسد همین هم شده. مسئله اصلی سرگرم کردن است از طریق ارضا کردن شکلی از مازوخیسم. ولی الان ما می‌خواهیم درباره یک نکته فرعی صحبت کنیم، یعنی همین مفهوم سینیسیزم یا کلبی‌مسلکی؛ نوعی بدبینی و تخریب حساب‌شده که قرار است مبنای خودآزاری لذت‌بخش بیننده بشود. اساسا این یک استراتژی سقراطی است، یعنی به جای این‌که حرفی را بزنی یا تزی را ارائه کنی، استدلالت را از طریق مطرح کردن یک‌سری پرسش‌های حساب‌شده جلو می‌بری. می‌خواهی چیزی را بگویی، اما آن را مستقیم نمی‌گویی، بلکه از طریق سوال مطرحش می‌کنی. طرف مقابلت را چنان سوال‌پیچ می‌کنی که خودش به نقض حرف خودش برسد و حرف تو را بپذیرد و به اطمینان جدیدی برسد. کمابیش همان کاری که شخصیت سفسطه‌گر افلاطون در مکالمه «سوفیست» انجام می‌دهد."

اینجا را بخوانید جمعه عصبانی، شنبه اخلاقی

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٦