هنر؛ وصله ناجور

به‌نظر می‌رسد هنر برای ما همچنان به صورت یک وصله ناجور است و کسی احتیاجی به آن ندارد. من در این روزها با چنان صنحه‌های غم‌انگیزی روبه‌رو می‌شوم که برای ساعت‌ها نمی‌توانم به چیزی فکر کنم

بهنظر میرسد هنر برای ما همچنان به صورت یک وصله ناجور است و کسی احتیاجی به آن ندارد. من در این روزها با چنان صنحههای غمانگیزی روبهرو میشوم که برای ساعتها نمیتوانم به چیزی فکر کنم؛ در جامعهای که هزاران جوان‌اَش با وجود تحصیلاتشان، ناگزیر به انجام کارهایی هستند که هیچ تناسبی با موقعیت اجتماعیشان ندارد، چهطور میتوان انتظار داشت که به هنر اهمیت بدهند؟ من خودم نابسامانیهایی میبینم که علاقهام را برای حرف زدن از دست میدهم، در این میان چه انتظاری میتوان از مردم عادی داشت؟

 

[کسی به هنر نیاز ندارد / گفتگو با محسن وزیریمقدم / کتاب هفته نگاه پنجشنبه / شماره 11 / خرداد 1391]

 

برای آشنایی با استاد محسن وزیریمقدم به اینجا مراجعه کنید.

 

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤