انگار خودم را گُم کرده ام...

بیشتر ماها در جایی از کودکی‌مان از احتمال "گُم شدن" ترسانده شده‌ایم! و مُدام برحذر داشته شده‌ایم که مبادا توی پارک و یا خیابان شلوغ و شاید محله‌ای غریب "گُم" شویم.

گاهی در معابر و جلوی دید عموم، اعلان‌هایی چسبانده شده‌اند که: "در صورت مشاهده این فرد [اشاره به عکسی که در اعلان قابل رویت است] با فلان شماره تماس بگیرید".

دیدن این اعلان‌ها حالم را بد می‌کند. فکر کردن به وضعیت فرد گُم شده و همین‌طور خانواده‌ای که با هر بار شنیدن صدای زنگ خانه‌شان از جا می‌پَرند؛ که شاید گم شده‌شان پشت در باشد.

وَ بدتر از این‌ها این‌که آدم خودش را گُم کند. انگار خودم را گُم کرده ام...

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
برچسب‌ها : روزنوشت