کتاب‌هایی که می‌خوانم (2)

گفتم: «می‌دونی؟... وقتی رفته بودین بستنی بخرین، داشتم فکر می‌کردم چه‌قدر خوبه آدم بیاد همین‌جا بشینه و حرکات آدما رو بنویسه.»

گفت: «که چی بشه؟»

لیوان خالی را گذاشتم کنار پایم: «برای تمرین!»

سیگارم را روشن کردم: «نقاش‌ها هم وقتی توی پارک، یا میدون‌ها پُرتره‌ی مردم رو می‌کشن، براشون یک نوع تمرینه...» و دود را بیرون دادم.

خندید: « ولی تو اگه این کارو بکنی، کسی بِهِت پول نمی‌ده. تازه اگه بفهمن داری می‌نویسی‌شون، ممکنه یه جور دیگه حرکت کنن...»

 

[مجموعه ‌داستان "چیزی در همین حدود" / نوشته‌‌ی به‌روژ ئاکره‌ای / نشر چشمه / 1386]

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
برچسب‌ها : کتاب