شادی ... غم

شادی را از یاد مبر

تا وقتی روی خاک ایستاده‌ای

تا وقتی نسیم چهره‌ات را نوازش می‌کند

تا وقتی نفس تازه می‌کنی زیر آسمان آبی بیکران

تا وقتی تبرها خفته‌اند [بلاگادیمیتروا / شاعر بلغار]

  [.] 

سهم من از غم: یک دنیا

سهم تو از شادی: بی‌حساب.

تو را نمی‌دانم

من اما

حاضرم تمام غم‌هام را با تو قسمت کنم [زمستان 87 / کوهرنگ]

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱
برچسب‌ها : شعر