سیگاری‌ها در برابر کتاب‌خوان‌ها

اگر تمام کتاب‌های چاپ‌ شده همزمان به فروش برسند، باز هم مبلغ تمام‌شده آن از هزینه سیگاری که در طول سال در ایران دود می‌شود، پایین‌تر است. این یک خبر نیست، یک واقعیتِ شِبهِ فاجعه است که مدیر انتشارات نص آن را بیان کرده.

جالب‌تر آن‌که قیمت کل کتاب‌ها ـ به‌جز کتاب‌های درسی ـ در سال به چیزی در حدود ‌٧٠٠ میلیارد تومان می‌رسد که اگر تمام این کتاب‌ها به فروش برسد، هزینه‌ آن تنها یک‌چهارم هزینه مصرفی سیگار در یک سال است.

یعنی سیگاری‌های ما خیلی بیشتر از اهل کتاب‌اند و این نباید خیلی تعجب برانگیز باشد. جامعه ما در سال حدود سه ‌هزار میلیارد تومان برای سیگار مصرف می‌کند که با توجه به توسعه کتاب در جامعه، هنوز هم سهم اقتصاد نشر در مقایسه با بخش‌های دیگر، سهم کوچکی است.

در سال حدود ‌۶٠ هزار عنوان کتاب به چاپ می‌رسد که حدود ‌٢٠هزار عنوان از این تعداد چاپ اول و بقیه تجدید چاپ هستند. در دنیا ‌١٠ بخش برای کتاب‌ها درنظر می‌گیرند که در ایران با جداسازی کودک و نوجوان، به عدد ‌١١ رسیده. ‌بیشترین درصد بین بخش‌ها مربوط به بخش دین است که ‌١۵ درصد را به خود اختصاص داده است. نکته دیگر این‌که در کشورمان تعداد ناشران بیش از کتابفروشی‌هاست.

تنها آماری که بعد از آمار تورم موجب آزارم می‌شود میزان و سرانه مطالعه در کشور است. آمارهای متفاوتی در این زمینه وجود دارد اما بر اساس آخرین آمار وزارت ارشاد، سرانه مطالعه برای هر نفر ‌١٨ دقیقه در روز است که در کشورهای پیشرفته ‌دو و نیم تا سه برابرِ این میزان رواج دارد.

حالا اگر ما کتاب‌خوان‌ها [بدون تعارف و شکسته نفسی] نبودیم که آمار خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها بود!

 

 [.]

بگذریم. شدم مثل پیرمردهای غُرغُرو!

یک شعر از فاضل نظری:

پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند

آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند

 

شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی

لبخندهای شادی و غم فرق دارند

 

برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را

دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

 

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

با این حساب اهل جهنم فرق دارند

 

بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن

پروانه‌های مرده با هم فرق دارند

بعد از تحریر: خیلی پراکنده‌گو شدم. می دانم...

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩