توالت؛ یک واحد فرهنگی!

گاهی اوقات به شوخی و مزاح از توالت به عنوان "اتاق فکر" یاد می‌کنیم. بعضی وقت‌ها هم به کسی که مدتی بیشتر از حد معمول در توالت مانده و بعد با سرخوشی و راحتی از آنجا بیرون آمده می‌گوییم: "فکرت آزاد شد!؟". شاید در نگاه اول و در میان ما این فقط یک شوخی باشد اما واقعیت این است که بعضی از کشورهای موسوم به پیشرفته! به مقوله توالت، فقط به عنوان محلی برای "رفع حاجت!" نگاه نمی‌کنند بلکه برای آن برنامه‌هایی دارند که شنیدن‌شان هم می‌تواند موجب تعجب ما شود. فکرش را بکنید؛ توالت محملی باشد برای انجام امور فرهنگی! ژاپن، همان کشور چشم بادامی‌های خوش فکر، توالت‌های عمومی شهرها را به عنوان واحدهای فرهنگی کوچکی در آورده که در آنها قفسه‌های کتاب و روزنامه نصب شده و می‌شود هم زمان هم ... و هم مطالعه کرد. توالت‌های عمومی در ژاپن قرار است تا با فراهم کردن محیطی زیبا و تمیز و دلنشین این امکان را برای کاربران [؟] فراهم کند تا از لحظاتی که در آنجا هستند بهترین بهره‌برداری را کنند. درباره همین تمیز بودن توالت‌ها آن‌قدر حساس و وسواس هستند که در میان عموم، برای وصف تمیزی چیزی یا جایی، توالت را مثال می‌زنند [ما از "گل" استفاده می‌کنیم: "تمیز مثّ دسته گل"]. در امریکا هم اوضاع شبیه به همین است. بیشتر توالت‌های عمومی دارای ایمیل و شماره پیامک هستند تا اگر مردم انتقاد و پیشنهادی دارند از طریق این ابزار آن را به گوش متولیان برسانند.

در تایلند هم در توالت‌های عمومی کسانی هستند که بعد از ... و زمانی که مشغول شستن دست‌ها هستید شما را ماساژ می‌دهند. این امر در جذب توریست هم موثر بوده، بویژه که بلافاصله بعد از شستشوی دست به شما حوله‌ای گرم هم می‌دهند و با کلی عزت و احترام از توالت بدرقه‌تان هم می‌کنند.

پی‌نوشت: چند وقت پیش ناچار از توالت عمومی بوستان مادر استفاده کردم. هنوز هم وقتی به یاد فضا و مخصوصا بوی تند آنجا می‌افتم دماغم که هیچ، مغزم هم می‌سوزد.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱
برچسب‌ها : روزنوشت