تقدیم به کِرم‌ها

"زندگی تنها آن‌گاه که به انجام رسیده باشد می‌تواند تمامی شکل و معنایی را که به خود گرفته آشکار کند، بنابراین زندگی نامه‌ای که قرار است کامل باشد باید به انتظار مرگ فرد بماند". [سوزان سانتاگ]

"خاطرات پس مرگ براس کوباس" را که "ماشادو دِ آسیس نوشته و مترجم توانمند، عبداله کوثری آن را به فارسی برگردانده، آبان ماه 89 از کتاب‌فروشی برج آرین خریدم. خوب یادم هست که هوا یک سوز ملایمی داشت و من با یکی از دوستان خوبم قرار داشتم. با هم و فکر می‌کنم به پیشنهاد او بود که برج آرین رفتیم به منظور دید زدن کتاب‌هایِ کتاب‌فروشیِ خوب‌اش.

تعریف "خاطرات پس از..." را از سینا، دوستِ همیشه افسرده‌ی دوران دبیرستانم شنیده بودم. البته با توجه به روحیه‌ای که از سینا سراغ دارم، می‌دانستم که کِی باید به سراغ این کتاب رفت. همین بود که این کتاب خوش چهره، نزدیک به یک سال تویِ کتاب‌خانه‌ام خاک می‌خورد تا دو شب پیش که حال و هوای "سینایی" به‌ام دست داد.

نویسنده کتاب یک برزیلیِ قرن نوزدهمی است که لکنت زبان داشته، نزدیک‌بین بوده و به احتمال خیلی زیاد از بیماری صرع رنج می‌برده و به همین علل رمان را برای همسرش می‌گفته و او می‌نوشته. نویسنده کتاب را "به اولین کِرمی که بر کالبدش افتاد: تقدیم کرده و این نشان میدهد که از همان ابتدای کار با چه کتابی و رمانی رو به رو هستیم.

آسیس در جایی از کتاب گفته: "من نویسنده‌ای فقید هستم، اما نه به آن معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده، بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد می‌نویسد".

"خاطرات پس از..." را در شمار صد رمان بزرگ جهان قرار داده‌اند و نویسنده‌اش هم جزو بزرگانِ نویسنده در امریکای لاتین به حساب می‌آید.

عبداله کوثری که در ترجمه ادبیات امیرکای لاتین ید طولایی دارد، مترجم این رمان است که الحق مثل همیشه ترجمه‌ای روان و گیرا دارد.

"انسان اشتباه چاپی تفکر است. هر دوره‌ی زندگی، چاپ جدیدی است که چاپ قبلی را تصحیح می‌کند و خودش هم در چاپ بعدی تصحیح می‌شود، تا برسد به چاپ متن نهایی که ناشر به کرم‌ها تقدیم می‌کندش"

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩