قتل در پاسداران، سونامی در ژاپن

قبل از ظهر دوشنبه، ۲۴ مرداد در خیابان صاحبقرانیه مردی به سمت زنی آشنا حمله کرد و او را با مشت و لگد کتک زد. ماجرا به همین‌جا ختم نشد؛ زنِ وحشت‌زده کوتاه می‌آمد اما مرد به رفتار وحشیانه‌اش ادامه می‌داد. ناظران به یک‌باره دیدند که مرد، با خشم بسیاری از کمرش چاقویی زردرنگ را بیرون کشید و به جان زن ۴۰ ساله افتاد. دقایقی بعد، زن داشت نفس‌های آخر را می‌کشید و مرد فریاد می‌زد: "مریم‌و کشتم، مریم‌و کشتم". مرد به جماعت نگاه کرد و بعد ضربه‌ای با چاقو به شکم خودش زد و در یک قدمی پیکر خون‌آلود زن روی زمین افتاد.

در تحقیقات اولیه پلیس مشخص شده که زن بینوا برای همسر بیکارش کاری پیدا کرده بوده. برادرزاده یا خواهرزاده زن، واسطه بوده و تنها یک روز بعد از استقرار مرد در محل کار جدید با خاله‌اش تماس گرفته و از دزیده شدن صندوق صدقات و نذورات محل کار توسط شوهرخاله‌اش خبر می‌دهد. مرد از زن می‌خواهد تا به محل کار او بیاید تا او از خودش دفاع کرده و بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. اما در بین راه درگیر می‌شوند و...

"مرد عربده می‌کشید و چندین ضربه به صورت و بدن زن زد و او را به زمین انداخت. در یک چشم به هم زدن چاقویی زردرنگ را از کمرش بیرون آورد و به سینه زن زد. فکر کنم دست‌کم ۱۵ ضربه چاقو زد و از روی زمین بلند شد و مدام می‌گفت مریم را کشتم. ضربه‌ای هم به شکم خودش زد و به زمین افتاد. صحنه بسیار دلخراشی بود. به مردم اجازه نمی‌داد که به کمک زن بیچاره بیایند". این نقل قول یکی از شاهدان عینی ماجرا بود. اما خود قاتل گفته: "۴ تا دختر و پسر دارم، تا یکی، دو سال پیش قصابی و سلاخی می‌کردم ولی فعلا بیکارم. 10 ساله که تریاک و شیشه مصرف می‌کنم. همسرم قابل اطمینان نبود، به‌اش بدبین بودم. در خیابان پاسداران دیدم سوار پراید بود وقتی پیاده شد دویدم تا راننده را بگیرم که فرار کرد. بعدش با همسرم حرفم شد و با چاقو کشتمش. این اواخر اخلاقش عوض شده بود و به من اهمیت نمی‌داد. فعلا به زندان می‌روم ولی مدارکی دارم که تبرئه می‌شوم، روز دادگاه مدارکم را می‌آورم. بچه‌ها هم خودشون نان‌شان را در می‌آورند". این در حالی است که آن روز این زن و شوهر با هم از ورامین به تهران آمده بودند.

 [.]

در ماه مارس، یک سونامی مرگبار، مردم ژاپن را غرق بهت و حیرت و مصیبت کرد. دستِ کم ۱۶ هزار نفر کشته شدند و هزاران نفر هم بی‌خانمان. اما آن‌چه در این میان جهانیان را انگشت به دهان کرد، نحوه مواجهه و برخورد ژاپنی‌ها با این واقعه بود. "نظم" واژه کوچکی است برای بیان آن‌چه که ژاپنی‌ها بر اساس آن رفتار می‌کردند. شاید عکس‌هایی را که یعد از سونامی در رسانه‌های مختلف منشر شد را دیده باشید. مجله دوست‌داشتنی "همشهری جوان" عکسی را چاپ کرده بود که خود من با دیدن‌اش به احترام چشم بادامی‌ها لحظه‌ای ایستادم؛ صف طویلی مقابل یک فروشگاه و مردمی که برای تهیه مایحتاج‌شان منتظر بودند.

در شرح عکس نوشته بود که هیچکدام از افراد بیش از نیازِ یک روزشان چیزی نمی‌گیرند که مبادا دیگران نیازمند آن باشند. حالا و بعد از گذشت چند ماه از سونامی اعلام شده: "مردم ژاپن بیش از سه میلیارد «ین» پیدا شده پس از سونامی در این کشور را به همراه گاوصندوق‌هایی که حاوی بیش از دو میلیارد ین بودند به دولت بازگرداندند". و همین طور سخنگوی پلیس ژاپن گفته: "مردم و داوطلبان، کیف پول‌های پیدا شده را تحویل می‌دهند و تا‌کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبان‌شان بازگردانده شده است".

[.]

حوصله هیچ چیزی را ندارم. موبایلم را خاموش می‌کنم و یک - دو روزی فقط کتاب می‌خوانم.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
برچسب‌ها : روزنوشت