خودکشی و ماجرای راهبه 103 ساله!

"جدایی نادر از سیمین" را دوباره در سینماها و در قالب طرح اذان تا اذان اکران کرده‌اند. این طرح اذان تا اذان هم انصافا ابتکار جالبی بود. دو - سه سالی است که اجرا می‌شود و مردم هم استقبال کرده‌اند. بگذریم از این که عده‌ای هم مثل فرج اله سلحشور پیدا می‌شوند و به هر قیمتی هست تلاش می‌کنند کمدیِ رمانتیک "یوسف پیامبر" را در سینما به خورد مردم بدهند. پارسال فیلم هایی از داریوش مهرجویی (هامون) و علی حاتمی (مادر) اکران شدند و خوب هم دیده شدند و حالا اکران دوباره "جدایی نادر از سیمین" اتفاقی است که کمتر در سینمای ما سابقه داشته، چون یکی - دو ماه بیشتر نیست که از اکران آن می‌گذرد. فیلم در اروپا هم حضور موفقی داشته و توانسته برای سینمای ایران کسب آب‌رو کند.

[.]

دیروز خبر تاسف‌باری خواندم؛ خودکشی نزدیک به 952 نفر در سه ماه نخست امسال. از این تعداد 678 نفر مرد بوده‌اند و مابقی، یعنی 274 نفر دیگر زن. سال گذشته تعداد خودکشی‌ها [واحد شمارش خودکشی چیست؟] در مجموع به 3649 رسیده و این نشان دهنده رشد 9/4 درصدی میزان خودکشی در سال جاری است. درباره نحوه خودکشی‌ها و یا سن افرادی که خودکشی کرده‌اند اطلاعاتی ارائه نشده اما در همین دو ماه گذشته شخصا 3 مورد خودکشی را در محل خودمان شاهد بودم. سن هیچکدام‌شان به 24 نمی‌رسید.

مادربزرگم می‌گفت: "کسی که خودکشی کنه مغضوب خداست، تا قیام قیامت روحش بین زمین و آسمون معلقه!"  با این حساب تا چند وقت دیگر بین زمین و آسمان جایی برای تردد ارواح نخواهد ماند!

[.]

هیچ توضیحی ندارم: ترسیتا، راهبه اسپانیایی 103 ساله که طی 84 سال گذشته تمام زندگی خود را پشت دیوارهای صومعه‌ای در شمال مادرید به گوشه‌نشینی پرداخته قرار است طی چند روز آینده برای دیدار با پاپ از صومعه خارج شود. این راهبه 103 ساله کاتولیک از زمانی که 19 ساله بوده، وارد صومعه شده و تاکنون از آن خارج نشده است. وی 16 آوریل 1927 وارد صومعه شده است، همان روزی که یوزف راتزینگر پاپ بندیکت شانزدهم کنونی در آلمان متولد شد. راهبه ترسیتا از آن زمان تاکنون در صومعه بوده و تنها بین سال‌های 1936 تا 1939 در زمان جنگ داخلی اسپانیا چند ساعت را بیرون از صومعه گذرانده است. ماریا، از مدیران این صومعه اعتقاد دارد که ترسیتا این سفر را با چشم‌های بسته طی می‌‌کند تا در راه هیچ چیز وی را به خود معطوف نکند.

[.]

ما در عصر احتمال به سر می‌بریم / در عصر شک و تردید / در عصر پیش‌بینی وضع هوا / از هر طرف که باد بیاید / در عصر قاطعیت تردید / عصری که هیچ اصلی / جز اصل احتمال، یقینی نیست / اما من / بی‌نام تو / حتی / یک لحظه احتمال ندارم / چشمان تو / عین‌الیقین من / قطعیت نگاه تو / دین من است / من از تو ناگزیرم / من / بی‌نامِ ناگزیر تو می‌میرم [قیصر امین‌پور]

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦