گفتمان شهروندی!

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت‌ها به فراخور چارچوب نظری و رویکرد سیاسی‌شان، و نیز اقبال مردم، به طرح یک «گفتمان» پرداخته و در طول دوران فعالیت‌شان از تلاش برای نهادینه کردن آن «گفتمان» فروگذار نکرده‌اند.

با پایان جنگ تحمیلی و نیاز مبرم کشور به بازسازی و ترمیم بخش‌های مختلف، دولت علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی گفتمان «سازندگی» را به‌عنوان گفتمان غالب جامعه مطرح کرد و «جریان سازندگی» توانست با نفوذ در فرهنگ مفاهیم سیاسی، خود را به یک جریان تأثیرگذار در دوره‌های بعد مبدل سازد. پس از دوران سازندگی، سیدمحمد خاتمی با توجه به انسداد سیاسی موجود در جامعه و خواست مردم برای اصلاح شرایط، گفتمان «جامعه مدنی» را پیشنهاد و تلاش کرد تا در دو دوره‌ ریاست خود بر کابینه، این گفتمان را در کشور نهادینه کند. محمود احمدی‌نژاد اما با رویکردی پوپولیستی و مطرح ساختن گفتمان «عدالت»، در پی جلب نظر شهروندان مناطق محروم و قشر فرودست جامعه برآمد. در سال‌های پایانی دولت دهم، بی‌نتیجه ماندن وعده‌های رییس دولت به کسانی که انتظار ورود نفت به سفره‌هاشان را می‌کشیدند، نیز علنی شدن برخی زدوبندها و رسانه‌ای شدن پرونده‌های اقتصادی، از پوشالی بودن گفتمان «معجزه‌ی هزاره‌ی سوم» پرده‌برداری کرد.

دکتر حسن روحانی اما با توجه به خاستگاه نظری و مبانی اعتقادی‌اش که حول محور اعتدال شکل گرفته، از آغاز فعالیت‌های انتخاباتی بر ضرورت توجه به «حقوق شهروندی» به‌عنوان یک «گفتمان» تأکید، و هم‌زمان با یک‌صدمین روز فعالیت دولت‌ تدبیر و امید، منشور حقوق شهروندی را به‌منظور بررسی و ارزیابی صاحب‌نظران و نخبه‌گان، منتشر ساخت.

انجمن جامعه‌شناسی ایران با همکاری گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار در همین راستا اقدام به برگزاری نشستی با عنوان «بررسی و نقد حقوق شهروندی» نمود. ماحصل مباحث مطرح شده در نشست بررسی و نقد حقوق شهروندی را در این گزارش بخوانید.

 

گزارش کامل را در روزنامه شهروند امروز به این نشانی بخوانید.


  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

جای خالی قهرمان

 

رضا کیانیان، هنرمندی که به‌واسطه فعالیتش در عرصه‌های مختلف هنری، نزد همه به چهره‌ای آشنا و محبوب بدل شده در آیین آغاز جشنواره فیلم فجر، از وزیر ارشاد هیچ‌چیز برای سینما نخواست در عوض خواست تا جنتی به نمایندگی از هنرمندان، موضوع آلودگی هوا را در هیأت دولت به شکل جدی مطرح کند و بخواهد تا دولتمردان برای این معضل کشنده فکری کنند. کیانیان گفت که آلودگی هوا تبدیل شده به یک قاتل زنجیره‌ای؛ قاتلی که روزانه جان بیش از
۲۰۰ شهروند را می‌گیرد اما به اندازه «محمد بیجه» که ۱۲کودک و نوجوان را کشته بود مورد توجه نیست. پیش از او استاد انتظامی، داریوش مهرجویی و هنرمندان دیگری نیز مشخصا درباره آلودگی هوا و اثرات مرگبار این پدیده‌ شوم صحبت کرده بودند. حتی مراجع تقلید، حقوقدانان، سیاستمداران و ورزشکاران هم پیرامون اوضاع وخیم هوا اظهارنظر کردند.  اما سؤال اساسی این است که چرا آلودگی هوا به‌عنوان یک بلای عالم‌گیر چندان از سوی مردم جدی گرفته نمی‌شود و باوجود تبلیغات رسانه‌ها و افراد شاخص و فراتر از آن باوجود شنیدن اخبار مرگ نزدیکانمان بر اثر آلودگی هوا، هنوز هم بر استفاده از وسایل نقلیه شخصی اصرار می‌ورزیم و آلاینده‌ها را جدی نمی‌گیریم؟در کشورهای توسعه‌یافته، نهادها و کمپین‌های مردمی مبارزه با آلودگی هوا همواره درحال جذب فعالان این عرصه‌اند و از قدرت و اعتبار ویژه‌ای برخوردارند به نحوی که با حضور سران حکومتی در جلسات جهانی، این کمپین‌ها به هدایت معترضان پرداخته و از سران جهان می‌خواهند تا راه‌های کاهش آلودگی هوا را در دستور کار جلسات خود قرار دهند. در این‌جا اما نه‌تنها خبری از اعتراض به صاحبان صنایع آلاینده و مالکان خودروهای شخصی نیست، بلکه در رقابتی خانمان‌سوز، هرروز شاهد اضافه‌شدن تعداد خودروهای شخصی و مقاومت صنایع آلاینده با خروج از مراکز شهرها هستیم. عجیب است که تعطیلی ادارات و مدارس بر اثر آلودگی هوا بیش و پیش از آن‌که موجب ناراحتی و تأمل شود، اسباب شادمانی و خرسندی مردم را فراهم می‌کند. مردم ما خیلی سریع با موج‌های مختلف همراه می‌شوند؛ یک‌شبه «لیونل مسی» را با بد و بیراه‌های بی‌ربط سرافراز می‌کنند یا  له یا علیه فلان «بازیگر» در شبکه‌های اجتماعی هم‌صدا می‌شوند یا برای شخصیت‌های تراز اول فکری مملکت پیامک می‌سازند، اما به آلودگی هوا که می‌رسد، کسی نیست دیگران را به «لایک» کردن صفحه‌ای فرا بخواند یا اگر هست و هستند آن‌قدر انگشت‌شمارند که صدایشان به جایی نمی‌رسد.
آن روزی که رضا کیانیان بر فراز برج میلاد از آلودگی هوا و بی‌توجهی‌ها به این قاتل خاموش انتقاد کرد و آن شبی که در افتتاحیه‌ بزرگترین جشنواره‌ سینمایی کشور از وزیر ارشاد خواست تا دولت را وادارد که این معضل را جدی‌تر دنبال کند، عدم حضور یک چهره‌ کاریزما و مقبول در رأس جریان انتقاد و اعتراض به آلودگی هوا پیش از گذشته نمود یافت. پیوستن هنرمندان و چهره‌های شاخص اجتماعی به کمپین‌هایی نظیر مبارزه با آلودگی هوا در کشورهای پیشرفته، مایه‌ اعتبار و آبروی آنهاست. به نظر می‌رسد زمان آن رسیده، چهره‌ای محبوب، فداکارانه پاپیش گذاشته و معترضان و منتقدان معضل آلودگی هوا را دور هم جمع کند تا مسئولان را نسبت به این بلای کثیف حساس‌تر کند. مبارزه با آلودگی هوا یک قهرمان می‌خواهد.

 

منتشر شده در روزنامه شهروند. اینجا را ببینید.

  
نوشته‌ی : رضا فضل‌اله نژاد ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۳
برچسب‌ها : یادداشت